روزنوشته‌های یک توسعه‌دهنده

تغییر فرکانس بروزرسانی وبلاگ برای سه ماه آینده

۶ دیدگاه‌ها

من در گذشته نوشتم که علاقه من به وبلاگ‌نویسی از سر برندسازی و یک ترند یا یک تصمیم ناگهانی نبوده است. به وبلاگ‌نویسی علاقه دارم و تا روزی که بتوانم ادامه میدهم. این مطلب در نتیجه یک فرایند تصمیم گیری نسبتا سخت نوشته شده است. حقیقت این است که تا حداقل سه ماه آینده وقت آزاد کمی دارم. وقت آزاد کم یعنی خیلی کم. من دوست داشتم هرروز پست جدید بنویسم اما هر پست تقریبا در کمترین حالت ممکنش دوساعت وقت مفید من را در پروداکتیو ترین ساعت هایم میگیرد. این به غیر از مشغولیت فکری است که بروز کردن وبلاگ در طول روز برایم ایجاد میکند. تا حداقل ابتدای بهمن ماه نمیتوانم به استاندارد هایم در مورد وبلاگ نویسی پایبند باشم. وبلاگ خوبی که متعلق به من باشد باید هر دوروز یک بار بروز شود و در پشت هر مطلبش هم حداقل یک ایده‌ای نو نهفته باشد. میدانم تابحال نتوانسته ام به این استاندارد پایبند باشم اما تلاشم را کرده‌ام. اما این روزها هرچقدر برنامه های چندماه آینده را بالا و پایین میکنم نمیتوانم حالتی را تصور کنم که در آن میتوانم حداقل تلاش کنم هردو روز یک پست بنویسم. حالا تلاشم موفق نشد هم فدای سر فواد انصاری. این شد که میخواهم بگویم فرکانس به روز رسانی وبلاگ را برای چند ماه پیش رو کمی کندتر میکنم. ماکسیموم:) هفته ای یک پست. اما قول میدهم پروپیمان باشد. این که این را نوشتم از جهت ناز کردن و این اداها نیست.حقیقتا من شرمنده آمار کسانی هستم که تا روزانه بیست بار به اینجا سر میزنند و حتا ممکن است آنها را نشناسم. بارش بر روی دوشم سنگینی میکند. هرچه کردم نتوانستم بگویم بیخیال خودشان کم کم میفهمند هفته‌ای یکروز بیشتر به روز نمیشوی. خلاصه این که شرمنده اما از این شرایط که بیرون بیایم برمیگردم و به خودم قول داده‌ام زندگی‌ام را به نقطه‌ای برسانم که برای خواندن و نوشتن هرروز به مقدار زیادی وقت داشته باشم. اینجا را به هیچ وجه رها نمیکنم. آنقدر از محتوا خیر دیده‌ام و آنقدر ارزشش را میدانم که تا آخر عمر رهایش نکنم.

و بخشی از مشغولیت چندماه آینده یک پروژه‌ی شخصی است. آنقدر تجربی و برپایه نظریات شخصی خودم است که تاجایی که بتوانم آن را مستندسازی خواهم کرد و نتیجه اش را در یک فرمت محتوایی مناسب منتشرش خواهم کرد. امیدوارم که موفق شوم شما هم امیدوار باشید

این پست هم مترادف شده است با نتیجه انتخابات آمریکا. دروغ چرا حالم خیلی گرفته شد. از خیلی جهت‌ها. یکجورهایی مثل آدمی شده‌ام که خیلی از باورهایش شکسته شده است. حداقل درسهایی خوبی برای ما داشت. اعتماد بیش از حد به رسانه مضر است. عاقل ترین اجتماعات و قوی ترین افراد هم درگیر حباب میشود و الخ. دلم میخواهد خیلی خیلی بیشتر بنویسم اما انگیزه ندارم.

اگر بخواهم چیزی بگویم برای این که خودم را متعهد کرده باشم باید بگویم آخر هفته ها و در واقع جمعه ها پست ها را منتشر میکنم. میدانم که این سه ماه هم به سرعت خواهند گذشت و امیدوارم در انتهای آن از تصمیم راضی باشم و نتیجه خوبی برای ارائه داشته باشم.



دیدگاه‌ها

  1. فواد انصاری می‌گه:

    به نظرم هفته ای یک بار هم خیلی خوبه و کاش من میتونستم هفته ای یک بار بنویسم .
    من ۱۰ سال پیش توی دفترم مینوشتم و الان توی بلاگم مینویسم چیزی عوض نشده برام هر چند از دیدن کامنتهای دوستانم خوشحال میشم (دروغ چرا) . ولی در کل هیجان و تعهدی ندارم هر وقت چیزی داشته باشم مینویسم اگر هم ننوشتم فدای سر صدرا 🙂

    1. صدرا می‌گه:

      لطف داری فواد جان.تاج سری❤️

  2. یحیی می‌گه:

    ظاهرا زمستان در راه است. (http://grrm.livejournal.com/506110.html)، برای آمریکا، ژورنال صدرا یا نیم‌کره‌ی شمالی، مهمه اینه که اذهان رو زمستان فرا نگیره.

    1. صدرا می‌گه:

      🙂 یحیی جالب که یه جای این نوشته نوشتم سه ماه سرد آینده. به خودم گفتم حالا انقدر دراماتیکش نکن پاکش کردم:))

  3. Ali می‌گه:

    نمیدونم چی بگم؟ من از اون قدیمیا که minimum.fc بود مطالب رو میخوندم و خیلی برام جالب بود تا اینکه اون بلاگ غیرفعال شد هر چی هم توی نشد گشتم نتوستم پیدات کنم تا اینکه چند وقت پیش توی جادی دیدم دوباره وبلاگت رو معرفی کرده اینقد خوشحال شدم که نگو! دوباره همه مطالب رو خوندم هر روزم سر میزنم هر چند که کامنت نمیذارم ( کلا اهل کامنت دادن نیستم). امیداورم زودتر برگردی و از مطالب مفیدت استفاده کنیم. موفق تر باشی اقا صدرا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *