میگفت:

طرف رفته نشسته وسط آمریکا از اونجا و با ارزشهای اونجا اینجا رو تحلیل میکنه. یه بچه دبستانی بیشتر متوجه جغرافیا و شرایط حاکم بر جغرافیاست تا این رفیق های مدافع حقوق بشر ما. لق لقه ی زبونشم اینه که حق و حقیقت همه جا یکیه و ربطی به جغرافیا نداره. داره عزیزم، حقیقت ربط داره به جغرافیا و زمان. مثلا خود شما اگه چهل سال زودتر بدنیا میومدی احتمالا داشتی کنار توده ای ها به این نتیجه میرسیدی که تنها راه مبارزه بیدار کردن توده ی مردم بر علیه نظام شاهنشاهیه که راهش از همین آدم هایی میگذره که امروز داری فحششون میدی. من هم همین بودم احتمالا. میخوام بگم خدا پدر بچه های سیلیکن ولی رو نیامرزه که امکانات دیدن ینگه ی دنیا رو فراهم کردن، اما نگفتن ینگه ی دنیا چطور ینگه ی دنیا شده. که بعد امثال تو برن اونجا ببینن و بگن ااا چه خوب خفنه اینجا. چرا کشور خودمون رو اینطوری نکنیم. بعد هم شروع کنید به المان ها رو برداشتن و سعی در فرو کردن اون ها به جامعه. دموکراسی، حقوق بشر کوفت و زهرمار. مثل همه آرمانگراهای احمق دیگه تاریخ. غافل از این که لیبرال دموکراسی و حقوق بشر و خیلی چیز های دیگه در نتیجه ی توسعه حاصل میشن نه به قصد توسعه. وقتی تو بگی خب من میخوام به قصد توسعه اقتصادی و فرهنگی این آرمان رو بر جامعه حاکم کنم. فرقت با لنین و ابوبکر بغدادی خیلی خیلی کم میشه. تازه اون طفلیا لااقل دست به کمر خودشون گرفتن و بلند شدن. شما که میخواید یکی دیگه بیاد این کار رو براتون بکنه و افسار رو بده دست شما:)) . شما توسعه بده آرمان خودش میاد. شکم جامعه که سیر شد، بعد خودش فکر میکنه و حالا شاید هم یکم از آموزش های شما کمک گرفت، بعد خودش راه خودش رو پیدا میکنه. اصلا همین من رو اذیت میکنه. این که دموکراسی و حقوق بشر رو مثابه آرمان میبینید. با همون مایندست خاورمیانه ای تون میخواید دنیا رو تغییر بدید. افسار رو بگیر دستت، جامعه رو بزور بکش سمت خودت. نمیتونید تصور کنید که ممکنه راه حل های غیرسیاسی بلند مدت هم وجود داشته باشه. این میشه که برمیداری نامه مینویسی به ترامپ. غافل از این که این چیز های گل و گلابی که در غرب میبینید آرمان نیستند، یک شبه بوجود نیومدن، نتیجه سال ها تلاش و توسعه اند.به مرور، بوجود اومدن ظهور کردن بعد یه سری دانشگاهی بیکار نظریه ش رو نوشتن. جرج واشنگتن وازلین بدست ننشسته بالا سر آمریکا بگه خب کشور عزیزم امروز نوبت اینه که بفهمی اعدام چیز بدیه، اینم شیاف مخصوصش که تاییده اف دی ای هم داره. جالبه که خود آمریکایی هام هنوز نفهمیدن و شما میخواید این رو به جامعه ای که هنوز تو خیلی از جاهاش ساختار قبلیه ایش رو حفظ کرده بقبولونید.

خلاصه میخوام بگم به توده ای و انقلابی دهه چهل هرجی نیست. نه رسانه ای داشته، نه نمونه های خوبی در دسترسش بودن تو دنیا. هیچی به هیچی. تازه خیلی هم عملکرد مناسبی داشتن به نسبت منابعشون. ولی شما که گستره ی تاریخ و جغرافیا تو لپتاپ روی میزت در دسترسه کاش یکم بتونی بیشتر از توده ای دهه چهل بفهمی. نگو من فرق دارم. فقط ایدئولوژی تون فرق میکنه در روش آپگریدی صورت نگرفته. که تاسف برانگیزه. من آدمی نیستم که بخوام بگم لیبراریسم واقعی این نیست. نه . اگر بهش مثل آرمان نگاه کنی همینه. نامه مینویسی به ترامپ. همین قدر گند و احمقانه ست. نه تنها لیبراریسم بلکه هر آرمان سیاسی دیگه ای که وقتی پراگماتیک میشه . راه توسعه از پایین جامعه میگذره نه از بالاش.

مهاجرت از ویندوز به لینوکس: اسنوب نکن آقاجان

الان چند ماهه که به طور کامل از ویندوز به لینوکس مهاجرت کردم و در وب فارسی اونقدر مطلب درباره ی این مهاجرت پیدا میشه که من در توانم نباشه از نظر فنی چیزی بهش اضافه کنم، فقط حس کردم چند نکته رو که به ذهنم رسید بگم.

لینوکس عالیه. برای من مهمترین چیز در درابطه با یک او اس پرفورمنسش هست. سرعت بارگذاری و این ها. میشه گفت به نسبت ویندوز عالیه، ضمن این که دردسر های ویندوز رو هم نداره. تقریبا همه میدونن اگر هرچقدر هم از ویندوزمون مراقبت کنیم باز هم بعد یک مدت خود به خود کند میشه و مجبورید دوباره از اول اون رو نصب کنید. چنین چیزی در لینوکس وجود نداره. شل عالی و قدرتمند و از همه مهمتر فان هست. قابلیت های شخصی سازی هم اونقدر زیاده که شما عملا میتونید یک yourname os داشته باشید خیلی از اوقات.

همه این نکات رو اگر سرچ کنید به کررات بهشون برمیخورید. بسیار بسیار موضوعات بدیهی هستند اما همیشه یک موضوع من رو آزار داده. چرا با سیستم عاملون فخر میفروشیم؟

من قبول دارم لینوکس عالی هست. البته که ویندوز هم خیلی از اوقات فقط یه تیکه آشغاله اما واقعا گنو/لینوکس بدرد همه میخوره؟ یا این باعث میشه نقش ویندوز در روند کامپیوتری شدن دنیا رو از یاد ببریم؟ یا تمام محصولات مایکروسافتی که امروز داره پوست میندازه رو مسخره کنیم؟

من فلسفه ی متن باز رو متوجه میشم و بسیار هم بهش احترام میذارم. اما خیلی از آدم هایی که تو شبکه های اجتماعی یا دنیای واقعی وقتی به ویندوز میرسن پیف پیف اه اه میکنند، تا حالا یک خط کد آزاد هم منتشر نکردند. من این رو چیزی نمیدونم جز فخر فروشی یا اصطلاحا اسنوب کردن.

مثل این که با این که آهنگ کلاسیک گوش میکنید یا سینمای کلاسیک میبینید بخواید بگید من با شما ها فرق دارم.

موضوع دیگه اینه که اگر کارتون تولید محتوا باشه در لینوکس کار خیلی خیلی سختی خواهید داشت. نمیگم غیر ممکنه ولی مثلا اگر من یک آدم رو در جایگاه تولید محتوای شرکتی ببینم که از لینوکس استفاده میکنه، ازش سوالات زیادی خواهم پرسید. چون احتمالا از من خیلی توسعه دهنده تر و خوره کامپیوتر تر خواهد بود و این که چرا توسعه دهنده نیست حتما دلایل جذابی خواهد داشت. به نظرم ساده تر و افکتیوتر به نظر خواهد اومد که برای تولید محتوا اعم از تصویر، ویدیو، صوت و حتا متن از او اس های تجاری استفاده کنیم.

و به نظرم احمقانه هست که کسی رو به خاطر سیستم عاملی که استفاده میکنه قضاوت کنیم. یعنی چی؟ متوجه میشم. ما به عنوان موجود اجتماعی سعی میکنیم خودمون رو در قبیله های مختلف جا بدیم، با اکتساب صفات مربوط به اون مجموعه از انسان ها. اوکی قابل درکه ولی چرا این حجم از جاج و فخرفروشی برای استفاده از یک ابزار. من تفاوتی بین کسی که دعوای اپل و سامسونگ میکنه یا بخاطر داشتن آیفون خودش رو بهتر از بقیه میدونه با کسی که بخاطر سیستم عاملش چنین حسی نسبت به دیگران داره، نمیبینم.

ما با اسنوب کردن سعی در تثبیت و یا بهتر کردن جایگاه اجتماعی مون داریم. مثلا طرف مینویسه: من به فلان شاعر علاقه دارم ولی تو مقبره ش شعرش رو  نمیخونم چون شما قشر متوسط، بیسواد، بوگندو اونجا اون شاعر رو میخونید و من نمیخوام مثل شما باشم. یه سری زامبی پاچه خوارِ مسخ شده هم میان به به و چه چه میکنن. این عین فخر فروشیه، اوکی مشکلی نداره اگر کسی میخواد فخر بفروشه هرکس هم میخواد بخونه و تو لجنش دست و پا بزنه ولی من احترام زیادی نمیتونم قائل بشم برای این مجموعه آدم ها.مثالش تو دنیای خودمون اینه که من میدونم اگه با فتوشاپ کار کنم نتیجه خیلی روون تر و درست حسابی تر از گیمپ میشه، ولی نمیکنم چون شما بی سوادها از ویندوز استفاده میکنید، اینکار رو نمیکنم. ضمنا آدم آرمانگرایی هم نیستم و سابلایم رو هم با کرکش نصب میکنم. من به این میگم فخر فروشی.

داستان سیستم عامل هم همین هست: این ها فقط یکسری ابزار هستند برای بهتر کردن زندگی. بله بهتره که ابزار های بهتر رو تبلیغ کنیم اما به صورت همزمان بهتره که بدونیم هرکسی ابزار بهتر خودش رو پیدا میتونه بکنه. و ابزار ما، ما رو از دیگران بهتر نمیکنه. نتیجه ی استفاده ی ما از ابزار هست که تفاوت ایجاد میکنه. اگر دنبال بهتر بودن هستید (که چندان مهم نیست به نظرم) روی نتیجه تمرکز کنید نه پز دادن با ابزار ها.