روزنوشته‌های یک توسعه‌دهنده

کوتاه با البوم کویر: من پسر صلحم اما…

۱۳ دیدگاه‌ها

سال سوم دبیرستان بود، یا چهارم. نمیدونم. حمید اومد گفت: صدرا یه رپر پیدا کردم. خداست. گفتم اسمش چیه؟ گفت: علی سورنا. به اسمش خندیدم.  گفتم:‌اسم البوم چیه؟ گفت : مرد تنها.  نگفتم که رمانتیسیسم عنوانش حالم رو به هم میزنه. صدای ناپخته‌ی علی اون روزا رو متنی نشسته بود که فرق میکرد بارپی که حتا آمریکایی‌ها میشنیدیم. واسه مایی که اون روزا کله‌مون داغ بود و عطش اعتراض نوجونی‌مون رو کسی نبود پاسخ بده. ستاره‌ی قبلی همه دربه‌در غربت بودن و یه مشت بچه که ابتذال نقطه‌ اشتراک همه‌شون بود شده بودن مین استریم. علی اونجا یه صدای نجات بخش بود. بعدا فهمیدم میشه بهش گفت رپ آوانگارد یا الترناتیو، بعدا خیلی چیزای دیگه هم فهمیدم مثلا این که از رو اسم و عنوان قضاوت نکنم.

رید هافمن آقای لینکدین آمریکایی‌ها یه کتاب داره اسمش هست: استارت آپ آف یو. ترجمه‌ش نمیشه استارت آپٍ تو. میشه تویی که استارت آپی. ایده‌ش اینه که خودت رو به جای یه آدم یه شرکت در نظر بگیر که رشد لازم داره. نیاز به مارکتینگ داره. نیاز به پروداکت داره و قص الی هذه. با همین فرمون میتونی نرخ رشد هفتگی ده درصد در نظر بگیری و … مارکسیست کوچولوی وجودم میگه: سرمایه داری چقدر بی‌حیا شده که میاد مستقیم میگه تو یک کورپوریشنی نه انسان ولی نسیم طالب وجودم نمیذاره ادامه بده. سیستم اینطوری کار میکنه،چه خوشت بیاد، چه نیاد. بگذریم حرف هاف‌من رشد کردنه. و رشد کردن هزینه داره آقا، بد هزینه داره.

یه بار تو اتوبوس به حمید گفتم چرا تو مدیوم رپ آرایه نداریم؟ گفت شاید نمیشه. علی نشون داد میشه. تموم کوچه های شهر من رو عطسه کرد. شاید کل البوم جدیدش همینه.میشینه به دل مخاطب؟ باید پرسید کدوم مخاطب؟ من شاید هنوزم که هنوزه علی آوار رو ترجیح میدم. هنوز ترجیح میدم بامن قدم بزن بشنوم. هرچند بزرگ شدم ولی نمیشه آدم ها رو یه جا نگه داشت میشه؟ نه. بعضیا سرجاشون میمونن بعضیا نه. زدبازی هنوز که هنوزه داره تابستون کوتاهه رو تکرار میکنه، آیا میشه گوششون داد؟ بستگی به مخاطب داره. از لات فیلسوفی که مرد تنها رو خوند تا هنرمند آبستره‌ای که کویر رو خونده چند سال فاصله‌ست. هم ما بزرگ شدیم هم علی. هم ما رشد کردیم هم علی. اون وسطا آلبوم آوار نقطه‌ی میانه بود. بین لات بودن و فیلسوف بودن، نقطه‌ اوج بود. واسه البوم های بعد دیگه نه ما اون ادم قبلی بودیم نه علی. هم ما رشد کردیم، هم علی.

آلبوم کویر علی سورنا

درخت که رشد میکنه هرسش میکنن. این هزینه‌ی رشده. هزینه‌ی رشد ما آدمام هرس شدن. هرس شدن روابط. یکی‌شون تنبله، یکی شون روانی ناپایداره، یکی مایندستش کوچیکه، یکی شون خوبه ولی قطار شهربازیه ازهمونا که خوش میگذره ولی جایی نمیبرتت. هرس آدمها هم درد داره حقیقتا، درخت که نیستیم. هرس میکنی دردشون میگیره دردت میارن. سخت میشه همه چی. ولی هزینه‌ست که باید بابتش بدی. کاریش نمیشه کرد. رشد کردن هزینه داره.

 

علی بعد نگار خیلی چیزا رو هرس کرد. رابطه‌ش با ایران رو. یه جورایی اومد به درون از بیرون.ولی  نشد به نظرم.  شاملو یه جا میگفت من شاعر بین المللی نیستم. کاریشم نمیشه کرد. علی هم یه جورایی همینه داستانش. ایران هنوز تو کاراش پررنگه. شاید هیچوقت اسمش رو نیاره، شاید فن‌های کودنش نفهمن منظورش تو ترک نمیدونم با کی و چیه، شاید بخاطر خیلی از نفهمیدن ها هیچوقت ترک گربه رو نداد بیرون اما ایران همیشه دغدغه‌ش بوده و هست. هم خوبه هم بد. اگه نقش اول مرد تنها برادر بود و نقش اول نگار فرزند دختر نداشته، نقش اول کویر مادر بود. البته که علی میگه من پسر صلحم ولی ننه م سرزا رفت تا بدونیم هنوز که هنوز نصف حرفاشو داره خطاب به ایران میزنه. رابطه‌ای که نمیتونه هرسش کنه.

زاکربرگ قبلا درباره دین میگفت اهمیتی نمیدم. برام موضوع مهمی نیست.اما از وقتی خیز برداشته برای پرزیدنت شدن میگه نه فهمیدم دین خیلی مهمه، چرا؟ چون رابطه ش با ادما مهمه.چون اگه به اون ادمها اهمیت نده از رییس جمهور شدن خبری نیست.حالا مثل احمدی نژاد پا میشه خونه به خونه سفرهای استانی دورتا دور آمریکا میره. خدا قبول کنه ازش.

علی واقعا تو رابطه‌ش با مخاطب تجدید نظر کرد. لایو گذاشت. شاید آدم بگه یه لایو چیه مگه ولی خیلی چیزها تغییر کرد بعدش. از اون پوسته‌ی هیولاییش اومد بیرون دیدیم اونم تپق میزنه اونم سیگار میکشه اونم میره تو آشپزخونه دنبال فندکش بگرده اونم خیلی چیزهای دیگه. علی میدونه رابطه با ادمها مهمه.

مهندس تو بیانیه معروف شونزدهم گفت دارن تو خیابونا با سایه ها میجنگن. حقیقتش اینه که بعد این سالها فهمیدیم همه‌ی ما داریم با سایه‌ها میجنگیم. مشکل ما بردن یه مسابقه نبود کما این که بعدا بردیم، مشکل ما دشمنیه که نمیدونیم کیه.مشکل ما مشکلیه که نمیدونیم کجاست، مثل یه طرفدار لیورپول که نمیدونه تیمش چرا هیچوقت قهرمان نمیشه. همه‌ی ما داریم با سایه‌ها میجنگیم. و شاید توی جنگ با این سایه‌ها همین مدیوم گنگ و نامفهوم و ابسترکت بتونه کاری کنه. میگن رپ مبتذله، میگن رپ وحشیه، از سن من و دغدغه های من گذشته که ازش دفاع کنم یا بگم الترناتیوش فرق میکنه، ولی تو دنیایی که مقاله نوشتن سریع القلم‌ها کمکی به تغییرش نکرده، شاید این سریع الکلام‌ها بتونن مرهم زخمی باشن.

 

 



برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

  1. نجمه عزیزی می‌گه:

    ای بابا… بد میزنی به هدف پسرجان! چقده همراه شدم با حرفات هرچند اصلا بلد نیستم از رپ خوشم بیاد. (چند سال پیش دوستم تمرین داده بود به شاگرداش که یه سوییت طراحی کنن برای اقامت مشترک همایون شجریان و ساسی مانکن! )
    همه چی به کنار فدای بیانیه شونزدهم که شعار نبود شعر بود: جنگیدن با سایه ها در خیابان
    مشکل ما جنگیدن با دشمنیه که نمیدونیم کیه و مشکل ما اعتیاد به داشتن و باور کردن و بنا کردن انگیزه هایمان بر پایه های “دشمن” هست!

  2. نجمه عزیزی می‌گه:

    لینکت هیچ جا نرفت. درستش کن
    مسالتن: نمیشه یه بار گوش کنیم اگر نخراشید بخریم؟ 🙂

  3. نجمه عزیزی می‌گه:

    به جان خودم خراشید… هیچ راهی نداره!

    1. Sadra می‌گه:

      من پنج شیش تا خاله دارم هرهفته زنگ میزنن احوالم رو میپرسن، رسم خالگی رو بجا نمیارید از ما گفتن:))))
      علی رو باید با راهنما گوش کنید این علی بعید میدونم دایره مخاطبینش بتونه گسترده تر بشه، ترجیحا از این مسیر شروع کنید:
      پشت این جنگ ها – البوم کویر
      با من قدم بزن – البوم آوار
      نگار – البوم نگار
      یه بنده خدایی چند سال پیش میگفت، اگه یار دبستانی من مال پدربزرگامون بود، یه روز خوب میاد هیچکس مال ما بود. حالا دیگه این که نتیجه چی شد کار نداریم:)

  4. فرزاد می‌گه:

    نوشته هات عالی ان صدرا. اگر لازم باشه همیشه این کامنت تکراری رو پای تک تک مطالبت مینویسم تا همیشه حمایتم رو از قلم زیبات به زبون بیارم. همیشه بنویس صدرا.

    1. Sadra می‌گه:

      پاسخ مبسوط در توییتر ^___^

  5. Saman می‌گه:

    به نظرم متن واقع گرایانه و درست بود ما باید همینجور که دوس داریم رشد کنیم مسائل و به خصوص اهنگایی که زمینه رشد و فراهم هم میکنن دنبال کنیم یکی از دلایلی که سورنا رو دوس دارم اینه چیزایی میگه که در ظاهر شاید اصلا اعتراضی اجتماعی و یا سیاسی نباشه ولی در بطن هر،حرفش همه نوع مفهومی رو میشه پیدا کرد و به جرات میتونم بگم تو رپ نظیر سورنا کسی نیس هم حس هم قدرت کلام هم جنس صدا هم درک بالا و مفهوم سنگین همشو داره ..در اخرم برای شما و رپر مورد علاقم ارزوی موفقیت دارم

    1. Sadra می‌گه:

      ممنونم سامان جان. به نظر من هم تو رپ فعلی ایران افراد زیادی نیستن که در این سطح بتونن بخونن.

  6. alireza می‌گه:

    امروز بات اشنا شدم ممنون بابت مطالبت شخصیت جالبی داری آرزوی موفقیت

    1. Sadra می‌گه:

      خواهش میکنم علیرضا جان.

  7. حسین می‌گه:

    سلام صدرای عزیز
    مدتی هست وبلاگت رو دنبال می کنم و مطالبت رو می خونم و البته لذت می برم، تا حالا هم نظر نداده بودم. نمی دونم چرا الان دارم برای مطلب علی سورنا کامنت می ذارم، چون اصلا باهاش ارتباط برقرار نکردم، به نظر باید از شیوه دوستی که گفته بود از پشت این جنگ ها شروع کنیم به گوش کردن، استفاده کنم، منتها بگذار از این دید هم به موضوع نگاه کرد، از دیدی که شبیه دید هافمن هست، رشد کردن رو دوست داره و الزاما از هرس کردن شروع به توضیح موضوع نمی کنه.
    خیلی وقت پیش یک دوستی به من گفت: می دونی چرا درخت زنده س؟ چون رشد می کنه. همیشه این تعریف از زنده بودن برام وجود داره، وقتی رشد می کنم، زنده هستم، با مرده وقتی فرق دارم که رشد می کنم (مشخصه که در مورد گذر زمان صحبت نمی کنم).
    علی، صدرا و خیلی های دیگه دچار این رشد هستند، دچار زندگی هستند و این خوبه، درد داره، هرس شدن داره و البته هیجان هم داره، نه؟
    پ.ن: لینک که خراب بود، جستجو کردم برای خرید، یافت نشد، اگر لینک سالمی پیدا کردی لطفا خبر بده، حداقل به توصیه آخر این پست عمل کنیم.والا 🙂

    1. Sadra می‌گه:

      ممنونم از کامنتت حسین جان.
      لینک درسته، متاسفانه ظاهرا مقصد مشکل داره، اطلاع دادم بهشون حالا اگر فیکسش کنند یا نکنند رو نمیدونم.

  8. گلوریوس می‌گه:

    متن درست ، زیبا و شیوا بود به امید روزی که رپ کن های ما در مورد پلنگ و پنگوئن نخونن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *