روزنوشته‌های یک توسعه‌دهنده

نان داغ، ترمینولوژی سوخته

۲ دیدگاه‌ها

یکم. کافیست کمتر از ده دقیقه در جمع افرادی که متخصص یک امر هستند بنشینید. بیایید برنامه نویس ها را در نظر بگیریم. منظور از برنامه نویس را بگیرید همه اهالی IT کشور. تقریبا به جز قیود، صفات و حروف اضافه نود درصد افعال و اسامی به زبان انگلیسی است. اگر ناآشنا به آن تخصص باشید و زبان انگلیسی خوبی هم نداشته باشید تقریبا هیچ چیز از صحبت های جمع نمیفهمید. این داستان در جمع دکتر ها، مهندسان و باقی تخصص های عملی هم صادق است.

 

دوم. قلعه حیوانات را که حقیقتا نمیدانم ولی حتا در ۱۹۸۴ جرج اورول هم همه چیز را بخشنامه نمیکردند. این که کسی نکته شیرینی به نظرش برسد، حالا دری به تخته خورده باشد و کمی خلاقانه باشد برای یک بیزپلن، راهش بخشنامه نیست، راهش جمع کردن تابلو ها نیست. مرد میخواهد که برود و بسازد،ریسک مالی کند تا همه از آن به بعد به جای نوتلا بار، بگویند بیا برویم فلان جا. به پیر به پیغمبر همه چیز را بخشنامه نمیکنند. همه چیز را به زور نمیشود تغییر داد. راهش این نیست. نمیشود نام تجاری چپاند در پاچه کسب و کار ها.

 

سوم. حالا فرضانتوانستید یا نخواستید بفهمید نوتلا نام برند است، اسم تجاری است. نه کلمه ای در زبان روزمره و نمیشود تغییرش داد و اگر نام تجاری را تغییر بدهید، روحش را گرفته اید. با مهندسان و پزشکان ، خلبانان و هزار صنف دیگر چه میکنید؟ اصلا متخصصان پیش کش با نوجوانی که آیفونش ۲۴ ساعت دستش است و با آن در تلگرام، ایستاگرام میگردد چه میکنید؟ اصلا خودتان چگونه در توییتر توییت میکنید؟وقتی گوشی سامسونگ گرفتید، چقدر طول کشید که زبان دیفالتش را به فارسی تغییر دهید؟ ما اینجا عادت داریم همه چیز را از راه معکوسش برویم. حقیقتا خیلی جاها دیگر جواب نمیدهد. برای این که مهندست کلمات فارسی به کار ببرد باید علمش را تولید کنی. برای این که نام تجاری ریشه فارسی داشته باشد باید کسب و کارش را بسازی.کسب و کار در اقتصاد سالم ساخته میشود. باید روی فامیل هایت چشم بپوشی. بیخیال باندهایت بشوی و تکنوکرات باشی. فساد را از بین ببری. عرق بریزی، سالها صبح زود از خواب شوی. زندگی ات را فدا کنی، آن هم برای چند نسل تا بعد بتوانی در قطر حجره_فرمند را ببینی. زبان فارسی به بخشنامه نیاز ندارد، به همت نیاز دارد. به تولید علم نیاز دارد.

با علم هم مانند کلمات برخورد کردید. یک زمانی علم را ترجمه میکردیم، گفتند چرا ترجمه میکنید؟ بروید بومی سازی کنید. بعد همان علم ترجمه ای نصفه و ناقص هم در دانشگاه از بین رفت. امروز چه شترگاو پلنگی در دانشگاه میخوانیم نمیدانم. که نه علم است، نه متدولوژی دارد و نه ایرانی است و نه اسلامی. بعد انتظار داریم جوانی که از این دانشگاه بیرون می آید،کارآفرین و ارزش آفرین باشد.او صرفا بتواند از شر اسکیزوفرنی که چهارسالِ دانشگاه در معرضش قرار  گرفته، فرار کند هنر کرده است. کارآفرینی و علم آفرینی پیش کش.

هی بروید معادل بسازید، بخشنامه  کنید. دارم فرض میکنم فردوسی اگر میخواست به شیوه ی ما از زبان فارسی محافظت کند چه میکرد؟خدا پدر کسی را که بخشنامه را اختراع کرد تا مارا از چنان کارهای سختی معاف کند را بیامرزد.



برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

  1. فواد انصاری می‌گه:

    همایش رو یادت رفت بگی صدرا!

    1. صدرا می‌گه:

      آخه همایش نیتش معلومه. عامل نفع برنده داره. هر همایش دولتی چندین ملیون تومن پول به جیب برگزار کننده وارد میکنه. طبیعتا وقتی بحث سود مالی ناثواب باشه، هرگونه صحبت در مورد بازدهی کار مسخره ست. اما این بخشنامه خاص در ظاهر که نفعی برای نگارنده و اجرا کننده نداره و ظاهرا از سر دلسوزی انجام شده. باز با کسی که نیت درست کردن کار رو داره میشه یه حرف هایی زد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *