روزنوشته‌های یک توسعه‌دهنده

از میانه‌ی بحثی طولانی

۲ دیدگاه‌ها

در منطق گزاره‌ی مطلقا صحیح یا مطلقا اشتباه نداریم. همه گزاره ها صرفا محتملند. اصل عدم قطعیت را همه میدانیم. خبر بد اینجاست که کل منطق شکل گیری جهان بعد از بیگ بنگ بر اثر همین عدم قطعیت ایجاد شده. اگر دنیا میتوانست درجایی مطلقا کامل باشد، گاز های حاصل از انفجار پخش میشدند و دنیایی شکل نمیگرفت. توزیع نابرابر و ناقص یک درصدی گازها منجر به شکل گیری این جهان و ما شد. اصول نمیتوانند مطلقا صحیح یا مطلقا غلط باشند. با احتمال بالایی میتوانند نزدیک به یکی از این دو باشند. حتا یک امر پارادوکسیکال با این که بسیار بسیار بسیار نزدیک به عدم صحیح بودن است باز هم مطلقا نمیتواند غلط باشد. به هر حال ما که درون آندرومدا را ندیده ایم یا مطمئن نیستیم دنیاهای حاصل در ذهن غیر واقعی باشند پس یک امر پارادوکسیکال اگر میتواند در ذهن من شکل بگیرد احتمال وجودش هم وجود دارد، حالا هرچقدر که کم باشد. پس کل گزاره ها در یک طیف قرار میگیرند و هیچ وقت به دو سر طیف نمیرسند. ما بر اساس نزدیک بودن به کدام سر طیف تصمیم میگیریم. وجود داشتن یا نداشتن هیچ‌چیز را نمیتوان به شکل مطلق اثبات یا رد کرد. اما در دنیای واقعی و فلسفه پراگماتیک می‌شود اندازه گرفت که چقدر به درد ما میخورد یا چقدر مفید است. تازه آن هم از فردی به فرد دیگر متفاوت است. به گستره دید مکانی زمانی افراد بستگی دارد. من منافع تا فردا ظهرم را میبینم، پس این که امید داشته باشم سرکوچه شله پخش کنند، برایم مضر است چرا که ممکن است برای ناهار فردا چاره‌ای نیندیشم. برعکس این هم هست من منافع یک مجموعه و در مدت زمان مثلا ده سال در نظر میگیرم. در این حالت احتمال پخش شله سرکوچه میتواند مفید هم باشد. مثلا کمک به توزیع ثروت میکند. حالا به شکل مواد غذایی.

فلسفیدن انتزاعی برای من اهمیتی ندارد. احتمالی که از آن حرف میزنی چقدر در دنیای واقعی من، میتواند مفید باشد؟



برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

  1. عطا می‌گه:

    چطور می شود به طور انتزایی نفلسفید و تشخیص داد چه چیزی ارزش فلسفیدن دارد یا ندارد
    چطور می شود به طور قطع گفت جهان پس از بیگ بنگ به علت عدم قطعیت به وجود آمده در جهان عدم قطعیت ها
    همه آدم ها به چیزهایی ایمان دارن
    همین که نباید به چیزی ایمان(باور قطعی) داشته باشیم می تونه یک باور قطعی باشه
    بعضی از مردم ما و جدیدا خودم متاسفانه از استفاده از مغزم خسته شدم ، تو چنین فضایی باید به کوچکترین فکری فرصت شکوفایی داد تا فکر کردن تمرین شه نه محاسبه کرد که فکر کردن بهش مفیده یا نه، نظر من اینه البته

    1. صدرا می‌گه:

      با توجه به کامنت هایی که گذاشتید به جرات میتونم بگم از استفاده از مغز خسته نشدید. استفاده از مغز رو تعطیل کرده اید. ترجیح میدم کامنتی از شما نبینم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *