گیمیفیکیشن (gamification)

هستی تازه اگه عام ترین تعریفش رو قبول کنیم، انقدر بزرگه که اگر کل گونه انسان رو از بین بریم. کره زمین رو هل بدیم سمت مشتری و منظومه شمسی رو نابود کنیم و حتا به کهکشان راه شیری هم رحم نکنیم، آب از آب تکون نمیخوره. واقعا خیلی عجیبه که هممون خودکشی نمیکنیم. به چه هدفی زنده ایم؟

چراپوکمن گو بازی میکنیم؟ چرا کانتر بازی میکردیم؟ چرا بازی میکنیم؟ کسی مجبورمون میکنه؟ هدف خاصی وجود داره؟ با این که میدونیم باید درد باختن رو تحمل کنیم چرا بازی میکنیم؟ روانشناسی رفتاری میگه بخاطر اینه که لذت بردن در این بازی ها تصادفی هست و نمیدونیم کی اتفاق میفته و باعث میشه که بازی کنیم برای جایزه گرفتن. همون ساختار قمار که یقینا ریشه ی تکاملی داره و امروز اسمش رو میذاریم گیمیفیکیشن.

گیمیفیکیشن طبق تعریف ویکی‌پدیا:

استفاده کردن از انگیزاننده‌های طبیعی برای به حرکت درآوردن مخاطب. از آنجا که یکی از انگیزاننده‌های جذاب برای انسان تفریح و بازی است، این نقطه را می‌توان همان نقطهٔ آغازین مفهوم بازی انگاری دانست

در تکامل ما برای انسان به عنوان مجموعه ای از سلول های زنده ، یک هویت قائل میشیم که تمایل به بقا داره و برای ژن های انسان یک هویت جداگانه که تمایل به بقا دارند. گاهی اوقات ممکنه تصمیمی که ژن ها میگیرند در تضاد با بقای فرد باشه. به عنوان مثال پدری که برای نجات دادن جون بچه ش، جون خودش رو به خطر میندازه تحت تاثیر کد های ژنیتیکیش تصمیم گرفته. بچه داره ژن های من رو حمل میکنه، جوون تر از منه، احتمال تولید مثلش بیشتر از منه، پس اگه قراره بین زنده موندن من و اون بقای یکی مون به نفع بقای ژن ها باشه، زنده موندن بچه هست.

فکر میکنم باید همین هویت تکاملی که برای ژن های قائل میشیم رو برای اجتماع هم قائل بشیم. جامعه به عنوان یک سیستم میتونه هویت داشته باشه و برای بقای خودش تصمیم بگیره و این لزوما به ممکنه منجر به سود یا حتا بقای یه سری سلول هاش که ما باشیم نباشه. گاهی تنها راهی که ما برای بقای خودمون ممکنه پیدا کنیم قطع کردن پامون هست. حذف یا تحت فشار دادن تکه ای مجموعه کاملا ممکنه به نفع بقا باشه. به سلول های سرطانی دقت کنید، مگه غیر از اینه که یک مشت سلول پیشرفته تحول طلبن؟ که چون به نفع بقای سیستم نیستن یا ما اون ها رو حذف میکنیم یا اون ها مارو.

گیمیفیکیشن
گیمیفیکیشن

به دغدغه هامون نگاه کنیم.آخر هر فعالیتی (هر فعالیتی) یک که چی؟ قرار بدید. پاسخی براش وجود نداره. شما این (که چی؟) رو جلوی فعالیت های ایلان ماسک به عنوان یکی از پیشرو ترین انسان های زمین هم قرار بدید باز هم پاسخی نخواهید داشت. این پرسیدن که چی؟ شباهت عجیبی به بازی کردن داره. ما بازی میکنیم که چی؟ سرگرم بشیم. سرگرم بشیم که چی رو یادمون بره؟چه چیزی وجود داره که ما انقدر دنبال سرگرم شدن هستیم؟

آخر زندگی کردن به چی قراره ختم بشه؟ یک دید واقع نگر سکولار میگه : هیچی. این پاسخ هیچی خیلی خیلی برای بقای جامعه خطرناکه. خیلی وقت ها فکر میکنم نهنگ ها همین رو از خودشون میپرسن که بعد دسته جمعی خودکشی میکنند. جامعه سعی میکنه کاری کنه که سلول ها زیاد فرصت نکنند به چنین سوالی فکر کنند. نه  تنها همون چیز هایی که الان ممکنه تو ذهنتون شکل گرفته باشه، حتا باقی فعالیت هامون هم حیله ی جامعه ای هست که نمیخواد از بین بره و با همین ترفند خودش رو هزاران بلکه میلیون ها سال زنده نگه داشته. سرکار رفتن، پول درآوردن، شهرت، کار های روزمره، فرایند های تحصیلی همه و همه ما رو درگیر یک بازی بزرگ سرگرم کننده میکنند. تا نتونیم چندتا سوال بی جواب رو بپرسیم. گیم فیکیشن نه کشف رفتار شناسی قرن ۲۱ بلکه سرنوشت ناخوشایند ما انسان ها در طول تاریخ تکامل جامعه بوده. تکاملی که لزوما به نفع تک تک سلول ها عمل نمیکنه. تکاملی که سلول های خیلی پرحرف مثل گالیله رو سریع شیمی درمانی میکنه.

تقدیم به تک تک سلول های سرطانی.


شاید بخواهید بخوانید:

آیا تیم کوک همان استیو بالمر است؟

چطور نمیگذارم اینترنت مرا ببلعد؟

لعنت به تلگرام، لعنت به تو فیسبوک